سلام ممنون که به وبلاگ من سرزدین ممنون میشم که اگه نظری پیشنهادی دارین توی بخش نظرات برام بنویسین هر اموزشی هم که بخواهین براتون میزارم فقط توی نظرات بنویسین چه اموزشی رو میخواهین ممنون  جوک ابادانی - هک و امنیت
X
تبلیغات
رایتل
هک و امنیت

جوک ابادانی

شنبه 16 آذر 1392 ساعت 05:56 ب.ظ

تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار
میشه، داریوش میاد چهارم میشه



آبادانیه میخواسته یک رفیق جدیدشو به
 باقی رفقا معرفی کنه، رو به
رفقاش میکنه، میگه: بچه‌ها… قاسم. بعد رو به قاسم
میکنه، میگه: قاسم جان… بچه‌ها



یک دفعه به یه آبادانی
می گن با مخابرات
جمله بساز آبادانی گفت
مخا برات برقصم



از یه آبادانی می پرسندجمعیت
 آبادان چندنفره؟میگه
ولله بادهاتهای اطرافش 60-80میلیونی میشه



آبادانیه میاد تهران
سوار اتوبوس
 میشه،
بلیط اتوبوسرانی
آبادان رو میده دست راننده.
 یارو میگه: داداش
این بلیط مال اینجا نیست.
 آبادانیه میگه: ولک
روشو خوب توجه نکردی، نوشته
آبادان و حومه



سه تا آبادانی داشتن برای هم خالی
 می‌بستند. اولی می‌گه: من
مثل حضرت علی هستم. با یه
دست در خیبرو از جا می‌کنم.
دومی می‌گه: این که چیزی
نیست. من مثل حضرت
 عباسم. با یه ضربه
شمشیر 100 نفر رو
می‌کشم. سومی چیزی
نمی‌گه و زل می زنه به
دریا و ساکت می‌شینه.
دوستاش میگن: کا، چرا
چیزی نمی‌گی؟ میگه: تا
حالا دیدی حضرتمهدی حرف بزنه؟



یه آبادانی به مغازه میرود و
میگوید بلوز داری مغازه
دارمیگه نه میگه شلوار
 داری میگه نه آبادانی
باتعجب میگه پس چرا روشیشه
 نوشته کا لباس داریم




از آبادانی یه می پرسن: (قدس سره) یعنی چه؟آبادانی
یه بعد از کلی فکر کردن می گه : یه چیزی
توی مایه ی دمت گرم


آبادانیه می خواسته بره خواستگاری، دیرش
شده بوده حواسش پرت می شه
شلوارش رو پشت و رو می پوشه و با
عجله می دوه تو خیابون، یهو یک
ماشین میاد می زنه درازش میکنه وسط
خیابون. رانندهه میاد بالا سرش،
می گه: طوریت که نشده؟ آبادانیه یک
نگاه به سر تا پاش می کنه، چشمش
می افته به شلوارش، می گه: چی چیو طوری
 نشده، ولک زدی حسابی پی چوندی!


روزی عقابی خسته داشت پرواز
میکرد که ناگهان گنجشک
آبادانی میره طرفش میگه کاکا وسعت پر
و حال میکنی عقابه میگه
بروحوصلت و ندارم گنجشکه بازم پیله میکنه
 میگه کاکا وسعت باله رو
حال میکنی عقابه بازم میگه بروحوصلت
و ندارم وگرنه میام یه
کاری میکنم پرات بریزه گنجشکه میگه
مردی بیا عقابه میره طرف
گنجشکه میزنه پراشو میروزنه گنجشکه
 در حال افتادان میگه میگه
کاکاهیکل و حال میکنی؟؟!



آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس
میشه ، به راننده بلیط میده.
راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه ! آبادانیه
میگه : کوکا چیشتو خوب باز
کن ! روش
نوشته آبادان و حومه!...



دو تا آبادانی به هم می رسن. اولی
می گه: جات خالی دیروز
 رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو
 سه تا شیر شکار کردم.
دومی میگه: همش همین؟
اولی می گه: بابا، آخه با یک تیر
 مگه بیشتر از اینم می شه؟
دومی میگه : تازه تفنگم داشتی؟!



آبادانیه میره تو یه
کتابفروشی …. میگه : وولک پوستر مو
 رو داری ؟ ……….. کتابفروش
 میگه : نه …….. آبادانیه می گه : وی ی
ی تو هم تموم کردی ؟!!!




یک تهرانی داشت برای یک آبادانی لاف م
یزد و میگفت : من یک سگ دارم
وقتی میخواد بیاد تو خونه در میزنه!آبادانیه
گفت : ولک , مگه کلید نداره ؟




یک روز دو تا آبادانی واسه هم خالی می بستند . اولی
 میگه : ما یه کوه کنار
خونه مون داریم که هر وقت
می گیم حمید . دو سه بار میگه
حمید…. حمید…. حمید….دومی
میگه : این که چیزی
 نیست . ما یه کوه داریم کنار
خونه مون که هر وقت
 می گیم حمید . میگه : کدوم حمید؟





یه تهرانیه و آبادانیه رو داشتن اعدام
میگردن تهرانیه مثل بید میلرزید...
آبادانیه با خونسردیه تمام نگاهی کرد به تهرانیه
 و گفت: کا مگه بار اولته!!؟




آبادانیه یه پنجاه تومانی
 تقلبی میسازه لو میره میگیرنش...
آبادانیه میگه از کجا فهمیدین کار منه؟
میگن: آخه گاگول کنار در دانشگاه سراسری
سمبوسه فروشی کجا بوده؟!؟!؟




یه آبادانیه وسط خیابون ایستاده بوده یه هو می بینه
 سیل داره همه جا رو می گیره .
عینک ریبونشو در می آره می زاره رو
دمپایی ابریش هل می ده رو آب
می گه تو خودته نجات بده مو یه خاکی تو سروم می کنم

 

قدیما چطور میرفتن سرِ چشمه آب میاوردن ؟
ما پارچ که خالی میشه هیچکس مسئولیتشو به عهده نمیگیره !



گرگه میره در خونه شنگول ومنگول در میزنه 
میگه بچه ها منم مادرتون غذا آوردم براتون ، 
یهو صدا میاد “از بی ادبان” 
میفهمه اشتباهی رفته خونه لقمان اینا
 



یه مخاطب خاص هم نداریم ۵دقیقه باهاش حرف بزنیم ۵۵دقیقه مکالمه رایگان بگیریم …

هیچکس مخاطب خاص نیست ، خاک بر سرم !ز
 

عتراف میکنم دوره دبستان امتحان جغرافی داشتیم یه سوالش این بود 
تنها قمر کره زمین؟ 

من هم با اطمینان کامل نوشتم قمر بنی هاشم!!!





ﺍﺯ ﭘﯿﮑﺎﻥ ۵۷ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭘﺴﺮ 5 ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﺒﻘﺖ ﮔﺮﻓﺖ

چون ﻣﺎﺷﯿﻦِ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻣﯿﺮﻩ ...




آبادانیه : افتادم توی دریا... می خواستم با شنا خودم رو نجات بدم.. که یهو یه کوسه افتاد دنبال من....من بدو ..کوسه بدو.... من بدو ..کوسه بدو... یهو.. از یه درخت رفتم ...بهش می گن آخه توی دریا که درخت نیست....!!!میگه ..چرا نمی فهمی..مجبورم بودم




یک آبادانی رفت خون بده برای جبهه. ازش پرسیدند: چند سی‌سی خون می‌خواهی بدی؟ آبادانی یه نگاهی به مردم کرد و گفت: من سی‌سی می‌سی حالیم نیست. شیلنگ بزن وصل کن به جبهه!؟




ابادانیه میخواسته اطلاعیه بده میگه : هموطنانی که قصد عبور ازراههای برفگیر اردبیل را دارند اگر زنجیر به همراه ندارند سینه بزنند




عجایب هشت  گانه ی ایران:۱)ترک عاقل ۲)اصفهانی بخشنده ۳)ارشتی با غیرت ۴)تهرونی با معرفت ۵)یزدی با شهامت ۶)لر با شخصیت ۷)عرب با تربیت8)ابادانی پهلوان





افسره جلوی یک ماشین ابادانی رو میگیره، به راننده میگه‌: جناب شما به خاطر بستن کمربند ایمنی، پنجاه


هزار تومن از طرف انجمن حمایت از ایمنی راه‌ها جایزه بردید. حالا می‌خواید با این پول چیکارکنید؟ یارو میگه: فکر


کنم باهاش برم گواهینامم رو بگیرم! یک زنه کنار دستش نشسته بوده، میگه:‌ گوش نکنید جناب سروان، این


شوهر من وقتی مسته یک بند ... میگه! تو صندلی عقب، یک جوونکی خواب بوده، ‌ازین سر و صدا بلند میشه،‌


میگه: من همون اول گفتم با ماشین دزدی نمیشه فرار کرد!! یهو یک نفر از تو صندوق عقب داد میزنه: ‌ببینم


بالاخره از مرز گذشتیم یا نه؟!




قانون سوم ابادانیها:

اگر تو اب گوزیدی حباب بالا نیومد بدون ریدی

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر شما
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

|

کد قفل کردن راست کلیک

Online